
هر گاه عقد نکاح برای مدت معینی واقع شود، نکاح را منقطع یا موقت میگویند (م ۱۰۷۵ ق.م). مسلم است که در نکاح دائم، زوجین بواسطهی قرابت سببی که بین آنها ایجاد میشود از یکدیگر ارث میبرند.
لیکن در نکاح منقطع، زوجین علیالاقاعده از یکدیگر ارث نمیبرند. این مساله به روشنی از مادهی ۹۴۰ ق.م قابل درک است، لیکن این سوأل در ذهن ایجاد میشود که آیا میتوان در عقد نکاح منقطع، شرط نمود که زوجین از یکدیگر ارث ببرند. چرا که نکاح منقطع نیز مانند نکاح دائم بین زوجین قرابت سببی ایجاد میکند. حقوقدانان در پاسخ به این سوأل دو پاسخ متفاوت ارائه کردهاند:
الف) برخی از حقوقدانان معتقدند که، اگرچه در ماده ۹۴۰ ق.م آمده است: «زوجین که زوجیت آنها دائمی بوده و ممنوع از ارث نباشند از یکدیگر ارث میبرند»، لیکن حکم این ماده، به استناد ماده ۱۰ ق.م به این معنی نیست که زوجین در نکاح منقطع، نمیتوانند شرط وراثت قرار دهند. قول مشهور در فقه امامیه نیز جواز چنین شرطی است. پس ارث نبردن در نکاح منقطع، مربوط به زمانی است که در آن صحبتی از ارث نشده باشد و معمولاً هم اینگونه است.
ب) برخی دیگر از حقوقدانان معتقدند که نمیتوان درنکاح منقطع چنین شرطی نمود. چرا که نتیجهی این شرط آن است که، زوج یا زوجهی منقطعه که قانوناً در شمار ورثه نیست، به جمع آنها افزوده شود. حال اینکه مقررات باب ارث از جملهی قوانین آمره هستند که افراد هرگز نمیتوانند بر خلاف آن توافق کنند و با میل خود کسی را از جمع ورثه خارج نموده یا به آن اضافه نمایند. در نتیجه، اشخاص نمیتوانند به استناد اصل حاکمیت قراردادها (م ۱۰ ق.م) دربارهی موضوعی که میدانیم از احکام امری قانونی است، تصمیم بگیرند. از سوی دیگر قید «که زوجیت آنها دائمی بوده» در عبارت مادهی ۹۴۰ ق.م نشان دهندهی آن است که نکاح منقطع نمیتواند سبب ارث باشد.
گردآوری : حبیبه رئیسی
۷۸۶
دیدگاه های ارسال شده توسط شما ، پس از تایید مدیر سایت یا دبیر بخش خبری در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت باشد منتشر نخواهد شد.