پایگاه اطلاع رسانی بانوی بلوچ

۱۴۰۰-۱۲-۰۲

تجمل گرایی چگونه بنیان جامعه را به هم می ریزد

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در facebook

یکی از مهم ترین آفت های سبک زندگی که در شیوه های مصرف و اقتصاد جامعه تأثیر مستقیم دارد، تجمل گرایی و مصرف زدگی است، امری که رهبر انقلاب درباره ی آن می فرمایند: «اگر یک جامعه ای بخواهد از لحاظ استحکام درونیِ اقتصاد خود به نقطه ای برسد که آسیب پذیر نباشد، یکی از کارهای واجبی که باید انجام بدهد، این است که اسراف و

زیاده روی و زیاد مصرف کردن و مانند اینها را کنار بگذارد.» این مقاله به موضوع ماهیت و چرایی تجمل گرایی پرداخته است.

اشرافی‌‌گری یک معنای ثابت و معینی ندارد. این رفتار با توجه به بعد زمان، فرهنگ و مکان جغرافیایی می تواند متفاوت باشد. در واقع اشرافی گری و تجمل گرایی مفهومی سیال است. به طور مثال بسیاری از لوازمی که ما امروز به شکل عادی و معمولی از آن استفاده می کنیم، در ۴۰ یا ۵۰ سال پیش بسیار اشرافی و تجملاتی تلقی می شدند. در فرهنگ­ های مختلف هم همین طور است، ممکن است برای ما یک کالایی لوکس حساب شود، اما همین کالا از دید یک آدمی که در یک کشور پیشرفته تر زندگی می­ کند جزو ضروریات زندگی باشد. پس نباید انتظار داشته باشیم که با یک مفهوم ثابت روبروییم، چون ماهیتا، این مفهوم زیر بار تعریف مشخصی نمی­ رود، بلکه باید در یک زمینه و بستر فرهنگی- اجتماعی تعریف شود.

از طرفی دیگر، تجمل گرایی یک معنای سنتی دارد که به انتظار عموم جامعه از قشر ثروتمند مبنی بر خرید پوشاک خاص یا وسایل خاص، نظیر اتومبیل لوکس اشاره دارد. اما در معنای جدید به نظر می آید که با مفهومی متناقض نما روبرو هستیم. در واقع به این دلیل که تعریف ثابتی ندارد، این مفهوم با مفهومی دیگر به نام تجربه پیوند می خورد و آن اینکه آدم­ ها برای ارضای نیاز های شخصی و رسیدن به یک احساس خوب، به استفاده از کالای لوکس روی می آورند. یعنی انسان درصدد پاسخ گویی به مفهومی به نام (desire) یا همان میل و هوس است.

جامعه ی غربی، تحت تأثیر نظام سرمایه داری اداره می شود و ذات نظام سرمایه داری مبنی بر سود آوری و مصرف گرایی است. لذا هر روز ذائقه های مردم در خصوص مصرف کالاها، پوشاک، اتومبیل و غیره تغییر می کند، به عبارت دیگر مصرف گرایی بی رویه، ناشی از نیازهای واقعی مردم نیست. بلکه ناشی از نیازهای کاذبی است که به صورت های مختلف بر آنها تحمیل می شود. نظام سرمایه داری، دنیایی را برای مردم به صورت جاعلانه می سازد و آنها را با شیوه های فریب کارانه و متنوعی به سوی آن دنیا و ساز و کار های آن فرا می خواند تا حداکثر سود خود را تأمین کند. در جوامعی که روح سرمایه داری بر آن ها غلبه پیدا کرده است، میل و هوس، بیشتر تظاهر بیرونی می یابد و بحث نیاز کمتر جلوه گری می کند. در واقع نظام سرمایه داری به خاطر حس منفعت­ طلبی و ثروت­ اندوزی بیش از حد، همواره در تلاش است تا این امیال را در ما ایجاد کند و یا در صورت وجود داشتن، باز تولید کند. این تغییر دائمی نشان می دهد، که گرایش به تجمل گرایی، ریشه در خود ما ندارد، بلکه بیشتر تحت تأثیر فشارهای بیرونی، ایجاد می گردد. یعنی انسان ها برای اینکه از قافله عقب نمانند، مجبورند به این امیال ساختگی پاسخگو باشند.

بنابراین وقتی تجمل­ گرایی با مفهوم سرمایه­ داری پیوند می­ خورد، شاهد پدیده ی اغوای دائمی انسان خواهیم بود. یعنی یک جریانی، امروز یک کالای خاص را برای شما مهم و حیاتی جلوه می دهد و فردا همان کالا را بی اهمیت می سازد و کالای دیگری مهم تلقی می شود. در واقع نظام سرمایه­ داری، با خلق ایدئولوژی هایی دائما در حال فریب انسان است. نظام سرمایه داری انسان را به این بهانه اغوا می کند که با این کالاها می توانید یک زندگی راحت و آسوده داشته باشید، همه ی این کالاها در تصرف و اختیار شما است، اما واقعیت این است که این وسایل هستند که انسان را به تصرف می گیرند.

تهیه وتنظیم :فاطمه امیرزهی

۷۸۶

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در facebook
انتهای پیام/

دیدگاه های ارسال شده توسط شما ، پس از تایید مدیر سایت یا دبیر بخش خبری در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت باشد منتشر نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *