پایگاه اطلاع رسانی بانوی بلوچ

۱۴۰۰-۱۲-۱۲

پندانه

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در facebook

مردی برای “پسر و عروسش” خانه‌ای خرید.

پسرش در شرکت پدر، مدیر فروش بود و رییس “زنان و دختران” زیادی بود که با آن‌ها تعامل داشت.

پدر بعد از خرید خانه، وقتی کلید خانه را به پسرش داد از او خواست، هرگز از روی این کلید‌، “کلید دوم” نسازد و پسر پذیرفت.

روزی در شرکت، پدر کلید را از “جیب” پسرش برداشت. وقتی پسر متوجه نبود کلید شد، در شرکت “سراسیمه” به دنبال کلید می‌گشت.

پدر به پسر گفت:

“قلب تو مانند جیب توست و چنان‌چه در جیب خود بیش از یک کلید از خانه‌ات نداری، باید در قلب خودت نیز بیش از محبت یک زن قرار ندهی.”

“همسرت” مانند کلید خانه‌‌ات، نباید بیشتر از یکی باشد.”

همان‌طور که وقتی “نمونه دیگری” از کلید خانه‌ات نداشتی، خیلی مواظب آن بودی تا گم نشود، بدان همسرت نیز نمونه دیگری ندارد، “مواظب باش” محبت او را گم نکنی.

اگر عاشق زن دیگری شوی، انگار “یدکی دومی” از کلید خانه داری و زیاد مراقب کلید خانه‌ات نخواهی بود.

 

فرستنده : زهرا شاقوزایی از کانون زابل

منبع : داستانک

 ۷۸۶

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در facebook
انتهای پیام/

دیدگاه های ارسال شده توسط شما ، پس از تایید مدیر سایت یا دبیر بخش خبری در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت باشد منتشر نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *