پایگاه اطلاع رسانی بانوی بلوچ

۱۴۰۰-۱۲-۲۸

مدیریت را به فرزند خود بیاموزید

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در facebook

برخی افراد می توانند مدیریت و توانایی خود را در اداره امور سازمان های مختلف و راهنمایی دیگران نشان دهند و شایسته رهبری بحساب آیند.اینگونه اشخاص ذاتآ و خود به خود مدیر به دنیا نیامده اند بلکه آموزش پدر و مادر و آموزگاران در تربیت آنها مهمترین  عامل بوده است و به تدریج آمادگی پیدا کرده اند.زنان و مردانی که مدیرانی شایسته محسوب می شوند کسانی هستند که والدین آنها آنان را به این راه سوق داده و در پایه ریزی شخصیت آنها نقش اساسی داشته اند.

یکی از روانشناسان که چگونگی تعلیم و تربیت را در این باره بسیار موثر می داند معتقد است که پدر و مادرها برای اینکه فرزند خود را به صورت فرد کارآمدی که بتواند در آینده با اعتماد به نفس مدیریتی را عهده دار شود،تربیت کنند،می توانند از اصول و توصیه های زیر استفاده کنند:

تشویق کردن:اطفالی اعتماد به نفس پیدا می کنند که پدر و مادر روحیه آنها را تقویت کرده به انجام کارهایی که به نظر طفل ظاهرآ مشکل است،ترغیب کنند و در صورت موفقیت آنان را مورد تشویق قرار دهند.کودکی که اولین قدم ها را برای راه رفتن بر می دارد،در صورتی که با تشویق و اظهار خوشحالی پدر و مادرها روبرو شود،روحیه ای بهتر پیدا می کند و زودتر براه می افتد.

تشویق کردن حتی برای کارهای کوچکی که بچه انجام می دهد نیز مفید و لازم است.اما نباید در این مورد زیاده روی کرد و در موارد لازم از راهنمایی او خودداری نمود.

تقویت حس کنجکاوی:گاهی اوقات بچه ها به کارهایی دست می زنند که نشان دهنده حس کنجکاوی آنهاست.اگر کار آنها به نحوی بود که لباس خود را کثیف کنند یا چیزی را خراب کنند نباید آنها را تنبیه کرد،بلکه بهتر است در مورد مساله ای که درباره آن کنجکاو هستند اطلاعاتی به آنها داد و به سوالات آنان پاسخ گفت.علاقه به دانستن چیزهای تازه را باید در آنها تقویت کرد تا معلومات زیادتری بدست آورند و یادگیری ها را ادامه دهند.

ترس از شکست:برخی از بچه ها با اینکه استعداد انجام کاری را دارند از دست زدن بدان خودداری می کنند،زیرا از اینکه نتوانند موفق شوند،نگران اند.با تشجیع و تشویق می توان روحیه آنها را تقویت کرد تا با اراده محکم تری بدان اقدام کنند.اگر موفق نشدند باز هم این تقویت روحیه ضروری است.باید بدین وسیله به آنها یاد داد که از شکست مآیوس نشوند بلکه از آن تجربه بیاموزند و با پشتکار و کوشش به موفقیت دست یابند.

داشتن هدف و آرزو:اغلب کودکان و نوجوانان درباره آینده خود فکر می کنند و کار یا مقام اجتماعی خاصی را در نظر دارند و آرزویشان آن است که به مقصود خود برسند.پدر و مادر هر چند که با کار مورد نظر آنها موافق نباشد،بهتر آن است که با آنها مخالفت نکنند و آنها را دلسرد نسازند.

داشتن هدف و آرزو به افراد نیرو می بخشد،تفکر آنها را گسترش می دهد و آنان را به آینده خوشبین کرده و به فعالیت وا می دارد.مسآله مهم آن نیست که آنها در مورد آینده چه بگویند بلکه این مسآله اهمیت دارد که نسبت به زندگی خود بی تفاوت نباشد و با داشتن آرزو و هدف به پیش بروند.

طرز تفکر مثبت:برخی افراد بیشتر نظراتشان جنبه منفی دارد.همواره سختیها یا مخابراتی را که برای انجام کاری ممکن است وجود داشته باشد .این مسآله در تربیت کودکان نیز اثر دارد چنانچه والدین مشکلات را قابل حل دانسته مثبت اندیشی را به آنان بیاموزند بچه های خود را به فعالیت و کارایی بیشتر و آینده ای بهتر سوق خواهند داد.

اطلاعات و بجربیات:شرکت دادن بچه ها در فعالیتهای اجتماعی مناسب و آشنا کردن آنها به کار باشگاه ها و سازمانهای مختلف،اطلاعات آنها را درباره مسائل مربوط به زندگی افزایش می دهد.این آگاهی ها در مورد اینکه در آینده بتوانند اداره و مدیریت سازمانی را بعهده بگیرند،موثر خواهد بود.

رفتار و گفتار:رفتار محبت آمیز و دوستانه توآم با انضباط با کارکنان یک موسسه از رموز موفقیت یک مدیر خوب است.خوب سخن گفتن و نظریات خود را به طور روشن بیان کردن نیز در موفق بودن او تآثیر دارد.بنابراین بهتر است والدین از همان اوایل کودکی بچه ،به او توصیه کنند که با دیگران صبحت کند. او را وادار کنند که درباره مشاهدات خود و وقایع مختلف توضیح بدهد تا خوب سخن گفتن را یاد بگیرد و به او گوشزد نمایند که آهنگ صدا،طرز نگاه کردن به دیگران هنگام صبحت و چگونگی بیان احساسات در تآثیر گفته ها اهمیت دارد.

مسائل اخلاقی:یکی از روانشناسان عقیده دارد که چنانچه پدر و مادر در تربیت فرزند خود سه مسآله مهم را – که عبارتند از:احترام به قوانین ،فعالیت و کارایی ،و احساس مسئولیت –به او بیاموزند می توانند به آینده او امیدوار باشند.زیرا مدیران خوب کسانی هستند که سعی می کنند ازمقررات اطلاع داشته باشند و آنها را رعایت کنند.قادر به حل مشکلات و ارائه نظریات مفید باشند و در اقدامات خود نیز احساس مسئولیت کنند.

البته باید در نظر داشت که رفتار خود والدین نیز در تربیت بچه موثر است،اگر آنها از همسایه ها و نزدیکان عیبجویی و غیبت کنند و مقررات را نادیده بگیرند،نمی توانند آموزشهای لازم را به فرزند خود بدهند.

مشخصات اخلاقی جالب بوده و به کمک کردن به دیگران علاقه داشته اند.همانطور که والدینی که می خواهند فرزند سالمی داشته باشند باید غذاهای سالم و مفید به او بدهند چنانچه خواهان تربیت فرد مفید و لایقی هستند باید به سلامت فکری و روحی او نیز توجه لازم را داشته باشند.

منبع:کتاب رفتار با کودک و نوجوان

ترجمه و تآلیف:محمد تقی صالحی

تهیه و تنظیم:نازیلا چاکرزهی

۷۸۶

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در facebook
انتهای پیام/

دیدگاه های ارسال شده توسط شما ، پس از تایید مدیر سایت یا دبیر بخش خبری در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت باشد منتشر نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.