پایگاه اطلاع رسانی بانوی بلوچ

۱۴۰۱-۰۳-۰۸

حکایت مرد بیابان‌نشین

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در facebook

مرد بیابان نشینى حضور امام حسین(ع) شرفیاب شد.پس از عرض سلام، اظهار حاجت کرد … در این موقع امام (ع) فرمود: اکنون حاجتت چیست؟ اعرابى حاجتش را روى زمین نوشت. امام‌حسین(ع) فرمود

پدرم، على(ع) فرمود: ارزش آدمى درخور چیزى است که از آن به خوبى بهره‌‏ور می‌شود. و از جدّم، حضرت رسول‌اکرم(ص)، شنیدم که می‏فرمود: کار شایسته و بخشش براى کسى انجام دادن باید در حدّ معرفت و شناخت او باشد

اینک سه سؤال از تو می‌کنم، اگر یکى از آن‌ها را به خوبى پاسخ دادى یک ثلث از آن‌چه در حال حاضر در اختیار دارم به تو می‌دهم، و اگر به دو پرسش پاسخ دادى دو‌سوم از آن‌چه را در اختیار دارم به تو می‌دهم و اگر هر سه سؤال را به خوبى پاسخ دادى تمام آن‌چه را در اختیار دارم- که همانا کیسه‏اى سر به مهر شده است که از عراق برایم فرستاده ‏اند- به تو خواهم بخشید. مرد اعرابى گفت: سؤال فرما. آنگاه «لا حول و لا قوّه بالله» گفت

امام حسین(ع از وى پرسید: بهترین کارها چیست؟

اعرابى گفت: ایمان به خدا

سؤال دوم: نجات بنده از هلاکت چیست؟ در پاسخ گفت: اطمینان و اعتماد به خدا

سؤال سوم: چه چیز براى مردان زینت است؟ در پاسخ گفت: دانش همراه با بردبارى

امام(ع)فرمود: اگر خطائى در آن واقع شد و به آن نرسید؟ در پاسخ گفت: ثروت توأم با بخشش. فرمود: اگر در این هم به خطا برخورد کرد و به آن دست نیافت؟ به عرض رسانید: بینوائى همراه با شکیبائى

فرمود: این را نداشته باشد و به خطا برود؟ معروض داشت: سزاوار است بر چنین شخصى صاعقه‏اى از آسمان فرود بیاید و او را بسوزاند

امام حسین(ع) از پاسخ او خندید و همه کیسه سر به مهر شده را به او مرحمت فرمود.

منبع : جامع الاخبار صفحه ۱۳۷

سمیه زارعی

۷۸۶

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در facebook
انتهای پیام/

دیدگاه های ارسال شده توسط شما ، پس از تایید مدیر سایت یا دبیر بخش خبری در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت باشد منتشر نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.