پایگاه اطلاع رسانی بانوی بلوچ

۱۴۰۱-۰۳-۰۹

شاخص‌های توسعه از دیدگاه اسلام

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در facebook

اگر بخواهیم در کشوری مثل ایران، همه ابعاد توسعه را در یک جا متمرکز کنیم، “توسعه معنوی و فرهنگی” از دیدگاه اسلامی بهترین گزینه است؛ چراکه اگر توسعه‌ اقتصادی را محور قرار بدهیم، اقتصاد به‌معنای غربی آن؛ یعنی «چگونگی استفاده از منابع کمیاب جامعه، به‌منظور تولید کالاهای با ارزش و توزیع بین افراد مختلف»  مورد تأیید اسلام نیست. همچنانکه از تعریف فوق و تعاریف مشابه آن مشخص است، موضوع اقتصاد و علم اقتصاد، به‌معنای غربی آن، ثروت (کالاها، خدمات و منابع)، از حیث چگونگی تولید، توزیع و مصرف آن است. در حالی‌که اقتصاد در اسلام به‌معنای میانه‌روی در همه امور (مادی و معنوی) است. با این توصیف توسعه اقتصادی (به‌معنای مادی آن) در اسلام مد نظر نیست؛ بلکه آنچه اهمیت شایانی دارد در درجه اول توسعه معنوی؛ یعنی کمال انسان به حقیقت عبودیت ربانی است و در درجه دوم فرهنگ اجتماعی اسلامی است. آنچه که در آن برادری و رعایت حقوق نوع بشر مهم تلقی شده و پیوندهای اجتماعی به‌صورت مستحکم در آن جریان دارد. به‌همین جهت توسعه اقتصادی در اسلام نیز مشرف بر توسعه فرهنگی است؛ اما همه آن‌را در بر نمی‌گیرد. شاخصهای توسعه اقتصادی در از دیدگاه اسلام، تا حدودی دربرگیرنده توسعه معنوی و فرهنگی نیز هست. تعدادی از آن شاخص‌ها عبارتند از

  1. میزان توسعه نیروی انسانی؛ در صورتی می‌توان جامعه‌ای را از جهت نیروی انسانی توسعه‌یافته قلمداد کرد که از تخصص، دانش، خلاقیّت و اندیشه افراد یا از استعداد و نیروی فیزیکی و بدنی آن‌ها به‌گونه‌ای استفاده شود که هر فرد از کار و عملکرد خود در زندگی فردی و اجتماعی احساس خشنودی کند؛ یعنی با توجه به هزینه‌فرصتی که عمر و حیات او داشته ، در زندگی احساس غبن و خسارت نکند. هرچه تعداد این افراد در مقایسه با کل افرادی که می‌توانند چنین باشند، زیادتر باشد، میزان توسعه نیروی انسانی آن جامعه بالاتر است.
  2. میزان استفاده بهینه از عوامل و منابع؛ هر جامعه‌ای برای تداوم حیات اقتصادی خود همراه با استقلال و عزّت، لازم است در درجه‌ی اول، نیازهای اساسی و حیاتی مردم خود را تأمین کند. [از جهت دیگر] استفاده از منابع و عوامل تولید، با بهترین و کارآترین شیوه و پرهیز از اتلاف و تضییع آن‌ها باید مدّ نظر قرار بگیرد. هرقدر منابع و عوامل تولید در جهت رسیدن به اهداف نظام اقتصادی اسلام بهتر استفاده شود و کمتر معطل و راکد بماند یا اتلاف و تضییع شود، رسیدن جامعه به توسعه‌ی مورد نظر اسلام شتاب می‌گیرد.

۳.میزان هماهنگی سطح مصرف و رفاه جامعه با وضع عمومی اقتصاد؛ هماهنگی با وضع عمومی اقتصاد و آن‌چه بین مردم متعارف و متقاضی حدّ اعتدال است، بهترین معیار برای اتحاذ الگوی صحیح مصرف است؛ زیرا در بینش اقتصادی اسلام، استفاده از همه امکانات و وسایل برای رفع نیازهای مادی آن‌گاه شایسته و مطلوب قلمداد می‌شود که در جهت تعالی اخلاقی و معنوی بشر و رشد صفات و کمالات انسانی او باشد و این مهم، زمانی تحقق می‌یابد که همگان بتوانند از امکانات مذکور بهره‌مند شوند و فرصت‌های برابر در اختیار همه‌ی افراد جامعه قرار گیرد.

۴.میزان حساسیت افراد جامعه نسبت به منافع ملّی؛ در تعارض بین منافع و مصالح فرد و جمع، از نظر اسلام، مصالح جمع تقدم و اولویت دارد. لازمه توسعه انسانی مورد نظر اسلام، تقویت تعهّد و مسئولیت‌پذیری افراد جامعه، همراه با افزایش کارآمدی و توان علمی آنان است.

  1. میزان توفیق در رفع فقر و ایجاد رفاه نسبی؛ از دیدگاه اسلام، صرف نظر از آثار جانبی که ممکن است بر فقر یا ثروت مترتّب شود، فقر در اصل نامطلوب است و ثروت، چنان‌که از راه مشروع کسب شود و با رعایت موازین شرعی به‌طور درست و معقول مورد استفاده قرار گیرد، امری مطلوب و کمکی بر تقوا و دست‌یابی به سعادت دنیا و آخرت است.

عموم مردم کسی را که از ضروریات زندگی بی‌بهره است فقیر می‌نامند؛ ولی در اصطلاح روایات اسلامی، فقیر کسی است که دارایی و درآمد او از سطح متوسط جامعه پایین‌تر باشد و در نقطه مقابل، غنی کسی است که برای تأمین نیازهای ضروری و رفاهی خود نیازمند دیگران نباشد.

گردآوری : حبیبه رئیسی

منبع : خلیلیان، محمدجمال شاخص‌های توسعه اقتصادی از دیدگاه اسلام. قم. مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی. (۱۳۸۴)

۷۸۶

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در facebook
انتهای پیام/

دیدگاه های ارسال شده توسط شما ، پس از تایید مدیر سایت یا دبیر بخش خبری در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت باشد منتشر نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.